در واقع هر چه میزان ارتباطات و تعاملات کودک با والدینش بیشتر و صمیمانه‎تر باشد، به آسانی شیوه‎های کنترل رفتار خود را فرامی‎گیرد و از سویی دیگر پذیرفته شده در بین همسالان و ارتباطات اجتماعی مداوم موجب عزت نفس مثبت می‎گردد (هارتر، 1983). بدرفتاری والدین در محیط خانواده، کوچک شمردن نوجوانان. عدم نشان دادن محبت و مورد تأیید قرار ندادن حرفهایی که باید والدین آنها را قبول کند، احساس ضعف و ناتوانی و کمبود عزت نفس را در وجود آنها می‎گذراند، که این کار خود باعث می‎شود که نوجوان به سمت بزهکاری گرایش پیدا کند.
عزت نفس بالا و عزت نفس پایین
عزت نفس بالا به عنوان یک دیدگاه سالم از خود مورد بررسی قرار گرفته است. بطور واقع‎گرایانه کمبودها و نکات ضعف را دربرمی‎گیرد و نه ؟؟ که منجر به انتقاد شدید از فرد شود. شخصی که عزت نفس مثبت دارد. خودش را به طریق مثبتی ارزشیابی می‎کند و نظر مناسبی در مورد نکته نظرات مثبت خود و دیگران دارد. در مقابل کسی که به عزت نفس پایین مبتلا است، اغلب یک نگرش مثبت مصنوعی نسبت به دنیا از خود نشان می‎دهد و در ناامیدی تلاش می‎کند تا به دیگران و خودش نشان دهد که او شخص لایقی است و یا ممکن است در درون خودش انزوا گزیند و از ارتباط با دیگرانی که از آنها می‎ترسد اجتناب نماید. شخص مبتلا به عزت نفس پایین فردی است که احساس غرور کمی در خودش ادراک نموده است.
کارل راجرز: هسته مرکزی شخصیت به نظر راجرز “خود” است که مفاهیم دیگر پیرامون آن قرار می‎گیرد. خود یا خویشتن شامل تمام افکار، ادراکات و ارزشهایی است که من را تشکیل می‎دهد. من شامل آنچه هستم و آنچه می‎توانم انجام دهم می‎شود و این خویشتن ادراک شده به نوبه خود بر ادراک فرد از جهان و هم بر رفتار او تأثیر می‎گذارد. فردی که از یک خودپنداره قوی و مثبت برخوردار باشد در مقایسه با فردی که خودپنداره ضعیف دارد،‌ نظرگاه کاملاً متفاوتی نسبت به جهان خواهد داشت.
تحقیقات انجام شده در ایران
خادمیان (1372) در تحقیق خود اظهار می‎دارد که بین نگرش تربیتی والدین و عزت نفس کودکانشان رابطه معنی‎داری وجود دارد وی ابراز می‎دارد که رابطه نگرش تربیتی والدین با عزت نفس پسران بیشتر و قوی‎تر از رابطه تربیتی والدین با دختران است وی در بررسی فوق دریافت که در مناطقی که وضعیت اجتماعی خانواده‎ها متوسط و بالا بوده است رابطه بین نگرش تربیتی والدین و عزت نفس دخترها معنی‎دار است و در مناطقی دیگر که خانواده‎ها از وضعیت اجتماعی پایین برخوردار بوده‎اند، رابطه معنی‎داری بین عزت نفس کودکان و نگرش تربیتی والدین آنها مشاهده نشد. تحلیل میانگین نمرات دو گروه نشان داد که میانگین نمرات عزت نفس پسران بیشتر از دختران است و میانگین و میانگین نمرات عزت نفس در مناطقی که از وضعیت اجتماعی اقتصادی بالاتری برخوردارند از مناطق سطح پایین بیشتر بوده است.
معماریان، بابایی، زنده‎طلب (1377) گزارش دادند که در بسیاری از موارد عدم آگاهی والدین از نحوه (صحیح) رفتار با کودک علت اصلی پایین بودن میزان عزت نفس کودکان است. در این تحقیق، نگرش منفی و مثبت والدین در زمینه عزت نفس نوجوانان قبل و بعد از برنامه مشارکت والدین مقایسه شده،‌ نشان داد که نگرش منفی والدین بعد از شرکت در برنامه مشارکت به صفر رسید و نگرش مثبت والدین نیز چند برابر شد. در نتیجه بعد از شرکت والدین در برنامه آ‌موزش مهارتهای رفتاری عزت نفس فرزندان آنان افزایش یافت.
تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
هیگنز و مارینا (1998) یک نمونه پنجاه نفری والدین کودکان بین سنین 12-5 سال را مورد بررسی قرار دادند. این والدین رفتارهایی از قبیل خشونت و بدرفتاری با کودکان مرتکب شده بودند این تحقیق نشان داد که بدرفتاری والدین تأثیر بسزایی بر ابعاد مختلف شخصیت کودکان از جمله عزت نفس آنان گذاشته و باعث کاهش عزت نفس در کودکان شده است.
لوز، ماری و دیگران (1997) بدرفتاری والدین از قبیل سوء استفاده جسمی آنها و سوء استفاده گفتاری، غفلت احساس و دیگر گونه‎های بدرفتاری را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند که سوء‌ استفاده جسمی والدین و سوء استفاده گفتاری آنان، موجب خشم و غفلت احساسی موجب تنهایی و انزواطلبی اجتماعی می‎شود. که این فراتر و ماوراء دیگر گونه‎های تأثیر بدرفتاری جلوه کرد. این محققان بیان کردند که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان رابطه منفی وجود دارد و این رابطه در پسرها قوی‎تر است.
واریا، ریچارد، واس (1996) در پژوهش خود به بررسی ادراک از سوء استفاده “روانی،‌جسمانی و جنسی” می‎پردازند و همچنین تأثیر روانی و سازگاری اجتماعی را در یک گروه نمونه مورد بررسی قرار می‎دهند. در این میان دیگر موارد بدرفتاری عزت نفس و مسائل جمعیت‎شناسی مورد بررسی قرار گرفت،‌ تحلیل‎ها نشان داد که افرادی که مورد سوء استفاده و بهره‎کشی قرار گرفته بودند مشکلات زیاد سازگاری روانی و اجتماعی داشتند که به مراتب پیش از گروهی بود که مورد سوء استفاده قرار نگرفته بودند که این افراد “‌سوء استفاده شدگان” نسبت به دیگر موارد بررسی شده مشکلات بیشتری داشتند از جمله عزت نفس بسیار پایینی داشتند.
کوپر اسمیت (1967) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که کودکان با عزت نفس بالا افرادی هستند که احساس عزت نفس، استعداد، خلاقیت و ابراز وجود می‎کنند و به راحتی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار نمی‎گیرند. وی اظهار نمود در بررسی‎های خود دریافتم که عزت نفس قابل تعریف و اثبات شدنی است. او عزت نفس را به عنوان بازخوردهای ارزیابی کننده‎ای که فرد نسبت به خود دارد تعریف نمود که حوزه‎ای از باورهای فرد را پیرامون توانمندیها، ارزشمندیها، تأیید، عدم تأیید و مؤثر بودن را دربرمی‎گیرد بنابر دیدگاه وی عزت نفس قضاوت شخص پیرامون و ارزشمندی خود است این تجربه ذهنی است که موجب افتراق گزارشهای کلامی و رفتار آشکار افراد از یکدیگر است.
فصــل سوم
روش تحقیق
1- مقدمه
2- روش تحقیق
3- جامعه و نمونه
4- روش نمونه‎گیری
5- ابزار اندازه‎گیری
6- چگونگی گردآوری داده‎ها
7- روش آماری

مقدمه
مراد از انتخاب روش تحقیق این است که مشخص کنیم چه روش تحقیق برای بررسی موضوع خاصی لازم است. یک روش تحقیقی مناسب، با اهداف،‌ ماهیت موضوع پژوهش و امکانات اجرایی آن همگونی دارد. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق با انتخاب شیوه پژوهش مناسب به صورت دقیق‎تر، آسانتر، سریعتر و ارزانتر به پژوهش‎های تحقیق مورد نظر پاسخ دهد و براساس ماهیت موضوع تحقیق و وسعت امکانات اجرایی روش تحقیق مناسب با تحقیق را انتخاب کند.
روش تحقیق
در تحقیق انجام شده از روش علی مقایسه‎ای استفاده شده است به این صورت که در پژوهش تجربی در آن اطلاعات و نتایج مورد نظر تحت شرایط جاری و کنترل شده بدست می‎آید ولی در روش تحقیق علی پژوهشگر به دنبال کشف و بررسی روابط بین عوامل و شرایط خاص یا نوعی رفتار که قبلا وجود داشته یا رخ داده از طریق مطالعه نتایج حاصل از آنهاست مثلا در این تحقیق انجام شده بدرفتاری رخ داده است و ما به دنبال نتایج و اثرات بدرفتاری بر روی عزت نفس دانش‎آموزان هستیم (نادری،‌ نراقی،‌ 1380).
از ویژگی‎های این نوع تحقیق این می‎باشد که اطلاعات لازم جهت بررسی علل وقوع یک حادثه هنگامی جمع‎آوری می‎شود که آن حادثه رخ داده است و بنابراین پژوهشگر هیچگونه دخالتی در بروز آن حادثه نداشته است. به عبارت دیگر علت را پس از وقوع مورد بررسی و ارزیابی قرار می‎دهند.
جامعه و نمونه
جامعه مورد پژوهش مدارس راهنمایی شهرستان ایلام می‎باشد. برای انتخاب گروه نمونه، به آموزش و پرورش مقطع تحصیلی راهنمایی مراجعه شد و از میان کلیه مدارس راهنمایی شهرستان ایلام دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه انتخاب شد.
روش نمونه‎گیری
از میان مدارس دو مدرسه دخترانه و دو مدرسه پسرانه به طور تصادفی انتخاب شدند،‌ با یاری و همکاری مدیران مدارس از هر مدرسه 50 نفر بطور تصادفی انتخاب شدند. میانگین سنی گروه نمونه 15 سال می‎باشد.
ابزار اندازه‎گیری
ابزار جمع‎آوری اطلاعات عبارت بود از مقیاس عزت نفس جنیس فیلد (1900) متشکل از 20 سؤال که 10 سؤال آن منفی و 10 سؤال آن مثبت است و آزمودنی در مقابل هر عبارت تنها به یکی از پنج عنوان همیشه، ‌اغلب، بعضی اوقات، هر از گاهی، هرگز پاسخ می‎دهد، ‌ارزش نمره‎ای هر عرابت به ترتیب از یک تا 5 است. بنابراین حداکثر نمره‎ای که هر فردی می‎توانست بدست آورد 100 و حداقل آن 20 می‎توانست باشد پایایی این تست 88% و روایی آن 84%‌ است. (پایان‎نامه کارشناسی، اسد جهانی، 1380).
همچنین از پرسشنامه روانشناسی بدرفتاری فیدل (1989) استفاده شد که حاوی 25 آیتم بود. آزمودنیها در برابر هر آیتم تنها به یکی از شش گزینه‌ می‎توانستند پاسخ دهند 1- برایم اتفاق نمی‎افتاد، 2- تأثیری بر من نداشت، 3- تأثیر منفی کمی بر من داشت، 4- تأثیر منفی متوسطی بر من داشت، 5- تأثیر منفی زیادی بر من داشت و 6- تأثیر منفی خیلی زیادی بر من داشت. ارزش نمره‎گذاری گزینه‎های فوق به ترتیب از 0 تا 5 می‎باشد.
پایایی این تست 94 و روایی دو عامل مقیاس غفلت احساسی و مقیاس بی‎تفاوتی 83 و روایی دو عامل مقیاس طرد و مقیاس پرخاشگری 88 است (پایان‎نامه کارشناسی،‌ اسد جهانی،‌ 1380).
چگونگی گردآوری داده‎ها
جامعه نمونه عبارت است از 100 نفر آزمودنی دختر و 100 نفر آزمودنی پسر “در مجموع 200 نفر” بود با همکاری مسئولان مدارس در هر مدرسه آزمودنیها در یک سالن گرد آمدند و دو پرسشنامه را همزمان پر کردند. ابتدا برای آنها توضیح داده شد که این یک کار تحقیقی است دانش‎آموزان با خیال راحت و بدون اینکه خود را معرفی کنند به پرسشنامه جواب دهند. همچنین از دانش‎آموزان خواسته شد که قسمت بالای پرسشنامه را با دقت بخوانند و با صداقت به گزینه‎هایی که در مورد آنها صدق می‎کنند پاسخ دهند. چون آزمودنیهای تحقیق معار دانش‎آموزان مدارس راهنمایی بودند در بعضی موارد لازم شد قسمت بالای پرسشنامه توسط محقق برای آنها خوانده شود. در موارد لزوم توضیحات بیشتری داده شد و مدت زمان آزمون برای هر چهار گروه 25 دقیقه طول کشید و بعد از اتمام 25 دقیقه پرسشنامه‎ها جمع‎آوری شدند. پرسشنامه‎ها نمره‎گزاری شد و پرسشنامه‎های نیمه تمام جدا و کنار گذاشته شد و در نهایت پرسشنامه 160 نفر آزمودنی مورد بررسی قرار گرفت.
روش آماری
در تحقیق حاضر برای بررسی میزان تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان از دو آزمون زیر استفاده شد که عبارتند از :
1- ضریب همبستگی پیرسون
2- آزمون ‎t.test
از ضریب همبستگی پیرسون ‎(r) برای بدست آوردن رابط بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان استفاده گردید.
‎t.test به کار برده شد برای دست یافتن به این موضوع که:
آیا بین تأثیر بدرفتاری والدین در پسرها و دخترها تفاوت معنی‎دار است یا نه؟
آیا بین عزت نفس دخترها و پسرها تفاوت معنی‎داری وجود دارد؟
فصــل چهارم
یافته و نتایج تحقیق
مقدمه
یافته‎ها

مقدمه
هسته اساسی تحقیق مربوط به تجزیه و تحلیل یافته‎هاست این قسمت شامل بحث‎های کلامی، جداول و نمراتی که آزمودنیها از پرسشنامه گرفته‎اند و همچنین تجزیه و تحلیل اطلاعات است. در این بخش سعی شده است که بحث‎های کلامی و جداول بصورت مستقل و جدا برای خوانندگان قابل درک باشد و یافته‎های تحقیق را به خوبی توصیف کند.
یافته‎ها
همانطور که قبلاً ذکر شد موضوع تحقیق بررسی تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان و وجود تفاوتهای احتمالی بین عزت نفس دو گروه از دانش‎آموزان دختر و پسر در شهرستان ایلام بوده است.
اولین سؤال تحقیق این بود که‌ آیا بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان آنان “دختر و پسر در مجموع و به تفکیک” رابطه وجود دارد.
بدین منظور ضریب همبستگی بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان پسر و دختر در مجموع بدست آمد. یافته‎ها نشان داد که بین این دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد به این معنی که هر جه بدرفتاری والدین بیشتر باشد، بر عزت نفس کودکان بیشتر تأثیر می‎گذارد این رابطه در سطح 1/0 معنی‎دار است.
جدول 1- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان “کل نمونه”
میانگین‎DFR‍Pعزت نفس دانش‎آموزان
بدرفتاری والدین31/6915927/0-1/033/17 بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان پسر از ضریب همبستگی استفاده شده نتیجه نشان داد که در این مورد نیز رابطه معکوس و معنی‎دار وجود دارد. در اینجا نیز افزایش بدرفتاری والدین باعث کاهش یا پایین بودن عزت نفس در کودکان می‎گردد این رابطه در سطح 1% معنی‎دار است.
جدول 2- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان دختر
میانگین‎DFR‍Pبدرفتاری والدین
عزت نفس دانش‎آموزان8/208256/0-1%11/67
بین تأثیر بدرفتاری والدین و عزت نفس دانش‎آموزان دختر ضریب همبستگی گرفته شد که نتایج نشان داد بین دو متغیر رابطه معکوس وجود دارد یعنی هر چه بدرفتاری والدین بیشتر باشد عزت نفس دانش‎آموزان دختر کمتر است این رابطه در سطح 5% معنی‎دار است.
جدول 3- تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس دانش‎آموزان پسر
میانگین‎DFR‍Pبدرفتاری والدین
عزت نفس دانش‎آموزان 61/1376245/0-5%68/71 فرضیه دوم تحقیق این بود آیا بین بدرفتاری والدین در دختران و پسران تفاوت معنی‎داری وجود دارد. برای رسیدن به جواب این سؤال بین میانگین‎های حاصله ‎t.test گرفته شد یافته‎ها نشان داد که تفاوت حاصله در سطح 1/0 معنی‎دار است.
جدول 4- تفاوت میانگین بدرفتاری والدین پسر و دختر
میانگین‎DF‍Pبدرفتاری والدین پسر
بدرفتاری والدین دختر 8/2021/061/13
فصــل پنجم
بحث یافته‎ها و تجزیه و تحلیل آنها

در تحقیق حاضر تأثیر بدرفتاری والدین بر عزت نفس کودکان مورد بررسی قرار گرفت متغیرهای سن و جنس، کنترل شدند. آزمودنی‎ها دانش‎آموزان پسر و دخترهای 14 تا 15 سال بودند که بطور تصادفی انتخاب شدند در این بررسی نتایج نشان می‎دهد که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس پسرها و دخترها رابطه وجود دارد و این رابطه هم در پسرها و هم در دخترها معنی‎دار است. البته این رابطه معکوس است یعنی هر چه بدرفتاری والدین بیشتر باشد عزت نفس کودکان پایین‎تر است.

یافته‎های حاضر با نتایج پژوهش خادمیان (1372) مبنی بر اینکه نگرش تربیتی والدین بر عزت نفس کودکان تأثیر می‎گذارد همسو می‎باشد یعنی هر چه نگرش تربیتی والدین مثبت‎تر باشد عزت نفس کودکان آنها بالاتر است و در واقع یک نوع رابطه مستقیم وجود دارد.
یافته‎های تحقیق حاضر همچنین با نتایج بابایی،‌ زنده‎طلب، معماریان (1377) نیز همسو است. آنان بیان می‎کنند که والدینی که در آموزش مهارتهای رفتاری مشارکت داشتند عزت نفس فرزندانشان افزایش یافت. لذا هر چه رفتار منفی والدین کاهش یابد و رفتارهای مناسب ومثبت بیشتری جایگزین شود، عزت نفس کودکان آنان بالاتر می‎رود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تحلیل میانگین نشان داد که میانگین تأثیرپذیری پسران از بدرفتاری والدین بیشتر از دختران است. یعنی پسران در برابر بدرفتاری والدین عکس‎العمل شدیدتری نشان می‎دهند. همچنین خادمیان (1372) ابراز می‎دارد که رابطه نگرش تربیتی والدین با عزت نفس پسران بیشتر و قوی‎تر از رابطه نگرش تربیتی والدین با دختران است که یافته مذکور با یافته تحقیق حاضر همسو است در این تحقیق نیز رابطه بدرفتاری والدین با عزت نفس پسران قوی‎تر و بیشتر بدست آمده است.
یافته‎های تحقیق حاضر یا یافته‎های هیگنز، ماریتا (1998) نیز همسو است. یافته‎های این محققان نشان داد که بدرفتاری والدین، عزت نفس کودکان را تا حد زیادی کاهش می‎دهد و بر ابعاد مختلف شخصیت کودکان تأثیر می‎گذارد.
همچنین یافته‎های حاضر با نتایج لوز، ماری (1997) همسو است. نتیجه این پژوهش نیز نشان داد که بین بدرفتاری والدین و عزت نفس کودکان رابطه منفی وجود دارد. یافته‎های واریا، ریچارد، واس (1996) نشان داد که افرادی که مورد سوء استفاده و بهره‎کشی قرار گرفته بودند و از اطرافیان بدرفتاری دیده بودند مشکلات زیاد سازگاری روانی اجتماعی داشتند. از مشکلات عمده این افراد داشتن عزت نفس پایین بود در این تحقیق بیان شد که عزت نفس افرادی که مورد استفاده قرار نگرفته بودند اگرچه بدرفتاری‎های دیگری چون غفلت احساسی، تحقیر و ‎… را تجربه کرده بودند و این یافته‎ها با یافته‎های حاضر مبنی بر اینکه هر چه بدرفتاری بیشتر باشد عزت نفس پایین‎تر است همسو است.
فحاشی، بدگویی و بدزبانی کردن نسبت به فرزندان، عزت نفس و کرامت آنان را پایین می‎آورد و باعث احساس حقارت و رذالت در آنان می‎گردد. در روش صحیح تربیتی جایی برای تنبیه، خشونت و تحقیر وجود ندارد. وقتی در انسانی احساس عزت نفس شکل گرفت کمتر اتفاق می‎افتد که به کارهای پست و پلید تن دهند “مظاهری، 1377″‌.
تنبیه و خشونت عامل و وسیله تربیت نیست. فقط ممکن است در مواردی خاص برای جلوگیری از طغیان و سرکشی مؤثر باشند. تربیت یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادها و فضایل انسانی، تنبیه و خشم و هرگونه بدرفتاری دیگر از سوی والدین نمی‎تواند در فراهم کردن چنین زمینه‎ای مؤثر باشد. برخوردها و روشهای توهین‎آمیز کودکان را حقیر و عقده‎ای بار می‎آورد و شخصیت آنها را دچار تزلزل می‎کند و عزت نفس آنان را پایین می‎آورد. چنین افرادی دیگر چیزی ندارند که از آن حفاظت کنند و از این‎رو به هر کار خلاف و اشتباهی تن می‎دهند و در مقابل هر کار زشت نیز تنبیهات و تحقیرها و خشونت‎های بزرگترها می‎آید و این دو ادامه می‎یابد. چنین افرادی یا خود باخته و ذلت‎پذیر می‎شوند یا مشرور و جنایتکار و پرخاشگر “مظاهری، 1377”.
کاپلان و پوکوری (1971) گزارش دادند که طیفی از حوادث منفی باعث ایجاد حس کم‎ارزش بودن در کودک می‎شود و بالعکس احساسات مثبت باعث افزایش عزت نفس می‎گردد. این گزارش یافته‎های فوق را تأیید می‎کنند. بدون شک مهمترین عامل شکل‎گیری اعتماد به نفس در کودک، خانواده است. در خانواده‎ای که صمیمیت، محبت و مهربانی وجود دارد کودک می‎تواند هم اعتماد به نفس بالایی داشته باشد و هم تغییرات مطلوب در شخصیت او ایجاد گردد و بالعکس در خانواده‎هایی که والدین از روی بی‎اطلاعی یا هر عامل دیگر مرتکب رفتارهای بد می‎شوند و جو فشارزای روحی برای کودکان خود در خانه ایجاد می‎کنند. کودک اعتماد به نفس خود را از دست می‎دهد یا عزت نفس او پایین می‎آید. نتایج پژوهشگران نشان داده است که توجه افراطی مادر که متناسب با سن و وضعیت رشدی فرزند نباشد باعث کاهش اعتماد به نفس، عدم بلوغ عاطفی و نیز اضطراب در کودک می‎گردد. نوزاد انسان موجودی بسیار وابسته و متکی است و لذا ما در یا جانشین وی بایستی تقریباً بطور تمام وقت در اختیار نیازها و تأمین احتیاجات جسمی و روانی اولیه نوزاد باشد. با رشد و نمو جسمی رشد و نمو ذهنی و روانی نیز تحقق می‎پذیرد و آرام، آرام وابستگی به عدم وابستگی و متکی بودن به غیر، اتکا به خود و عدم تحمل محرومیت به تحمل مشکلات تبدیل می‎شود این جریان تحول طبیعی می‎تواند توسط مادرانی که بیش از حد به کودکان خود توجه می‎کنند و به گونه‎ای افراطی از آنان نگهداری می‎نمایند و به فرزندان اجازه انجام وظایف و مسئولیتهایی را که می‎توانند به راحتی به عهده بگیرند نمی‎دهند، با دشواری و مشکلات توأم می‎گردد زیرا اینگونه مادران با دخالتها و مواظبتهای بیش از حد، اجازه رشد طبیعی روانی را از کودکان خود سلب می‎کنند.
میزان یا کمیت وجودی مادر یا پدر با کودک مطرح نیست، بلکه آنچه بیشتر در رشد روانی کودک حایز اهمیت است کیفیت رابطه بین پدر و مادر و فرزند می‎باشد. برای مثال مادرانی که کار می‎کنند و به علت گرفتاری شغلی نمی‎توانند زمان زیادی را با کودکان خود بگذرانند اما اوقات کوتاهی که با کودکان خویش هستند از نظر عاطفی و ابراز محبت رفتاری مناسب دارند. کودکانشان به اندازه کافی احساس امنیت می‎کنند و دچار کمبود نمی‎شوند.
“سنگرووین” از مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که اگر احیاناً یکی از والدین دارای مشکلات روانی خاصی بوده اما دیگری از سلامت روانی برخوردار باشد امکان پناه بردن کودک به ولی سالم و تأمین سلامت روانی وجود دارد. زیرا آنچه کودک بیشتر درون فکنی می‎کند، ساخت کلی خانواده و روابط بین اعضاء است نه فقط ویژگی‎های یکی از اولیاء اما اگر والدین هر دو دچار مشکلات شدید رفتاری باشد بطور کلی فضای روانی حاکم بر خانواده ناسالم باشد، احتمال اختلالات رفتاری کودک از نظر آماری بسیار بالا می‎رود. چرا که کودک الگوی مناسب برای تثبیت وضعیت خود ندارد لذا می‎توان با توجه به اختلالات روانی و رفتاری والدین مشکلات رفتاری آینده کودکان را تا اندازه‎ای پیش‎بینی نمود ضعف در عزت نفس، احساس عدم ارزشمندی، عدم اعتماد و اتکاء به خود از جمله این مشکلات است.
محدودیت‎های تحقیق
1- به دلیل طولانی بودن سؤالات پرسشنامه افراد علاقه‎ای به پاسخگویی به سؤالات نداشتند.
2- عدم اطمینان به صداقت آزمودنی‎ها در پاسخ دادن به سؤالات و متفاوت بودن میزان آگاهی و آمادگی جسمانی و روانی آنان
3- عدم دسترسی زیاد به جامعه نمونه به دلیل مسافت زیاد و محدودیت زمانی
4- از آنجایی که تحقیق حاضر در سطح کوچک و محدودی انجام شده است و همچنین به دلیل نتایج همبستگی‎هایی که به دست آمده باید در تعمیم نتایج آن به جامعه هدف قدری احتیاط به عمل آید.
5- همکاری دانش‎آموزان بعضی از دانش‎آموزان به نحو مطلوبی به سؤالات آزمونها پاسخ نداده و همکاری لازم را نداشتند.
6- عدم همکاری معاونین دبیرستانهای دخترانه برای اجرای پرسشنامه.
پیشنهادات تحقیق
1- نحوه رفتار والدین با کودکان خود عامل اصلی شکل‎گیری شخصیت کودک می‎باشد در این تحقیق فقط یکی از اجزای شخصیت کودکان (عزت نفس) بررسی شد.
پیشنهاد می‎شود در تحقیقات آ‌ینده ابعاد دیگر شخصیت کودکان در رابطه با بدرفتاری والدین مورد بررسی قرار گیرد مثل انعطاف‎پذیری، پرخاشگری و غیره
2- گروه سنی بررسی شده 14 تا 15 سال بودند پیشنهاد می‎شود این تحقیق در مقاطع سنی دیگر نیز انجام گیرد خصوصاً سنین بالاتر چون تأثیر سوء بدرفتاری والدین در درازمدت نیز ماندگار است.
3- پیشنهاد می‎شود در تحقیقات بعدی متغیرها و عوامل تأثیرگذار دیگر نظیر شخصیت والدین میزان درآمد، طبقه اجتماعی و ‎… کنترل شود.
4- همچنین می‎توان فقط با به کار بردن پرسشنامه بدرفتاری تحلیل عامل کرد و فاکتورهای مختلف این پرسشنامه را تجزیه و تحلیل کرد.
فهرست منابع و ضمائم

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید